الغزالي

5

كيمياى سعادت ( فارسى )

و چون گوهر آدمى در اول آفرينش ناقص و خسيس است ، ممكن نگردد وى را از اين نقصان به درجهء كمال رسانيدن ، الّا به مجاهدت و معالجت . و چنان كه آن كيميا - كه مس و برنج را به صفاى زر خالص رساند - دشوار بود ، و هر كس نشناسد ، همچنين اين كيميا - كه گوهر آدمى را از خسّت بهيميّت به صفا و نفاست ملكيّت رساند تا بدان ، سعادت ابدى يابد - هم دشوار بود ، و هر كسى نداند . و مقصود از نهادن اين كتاب شرح اخلاط اين كيمياست كه به حقيقت كيمياى سعادت ابدى است . و اين كتاب را بدين معنى كيمياى سعادت نام كرديم ، و نام كيميا بر وى اولىتر . چه ، تفاوت ميان مس و زر بيش از صفرت و رزانت نيست ، و ثمرهء آن كيميا بيش از تنعّم دنيا نيست . و مدّت دنيا خود چند است ، و نعمت دنيا خود چيست ؟ و تفاوت ميان صفات بهايم و صفات ملايكه چندان است كه از اسفل سافلين تا به اعلى علّيّين . و ثمرت وى سعادت ابدى است ، كه مدت وى را آخر نيست ، و انواع نعيم وى را نهايت نيست ، و هيچ كدورت را به صفاى نعيم وى راه نيست . پس نام كيميا جز بدين كيميا عاريت است . فصل بدان كه چنان كه كيميا در گنجينهء هر پير زنى نيابند ، بلكه در خزانهء ملوك يابند ، كيمياى سعادت ابدى نيز هر جاى نباشد ، در خزانهء ربوبيّت باشد . و خزانهء خداى - تعالى - در آسمان جواهر فريشتگان است ، و در زمين دل پيغمبران است . پس هر كه اين كيميا جز از حضرت نبوّت جويد راه غلط كرده باشد ، و آخر كار وى قلّابى باشد ، و حاصل كار وى پندارى و گمانى باشد ، و در موسم قيامت افلاس وى پيدا شود و قلّابى وى آشكارا گردد و پندار وى رسوا شود و با وى گويند : فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيومَ حَديد [ 1 ] .

--> [ 1 ] ( قرآن ، 50 - 22 ) ، باز برديم و بركشيديم از تو پردهء گمان تو ، چشم تو امروز تيزبين است .